You look so colorful
-
تاریخ: 1401/9/25 ساعت: 12:13
دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ 21:50 مهم نیست اگه فردا امتحان و خراب کنم. مهم نیست اگه خانم ترانچبول با تاسف بهم نگاه کنه؛ به هر حال اون نمیدونه من امشب چقدر احساس زنده بودن داشتم. چیچکا کتابای نارنجی نشر ماهی رو داشت. کتاب های نشر ماهی من و یاد لئون میاندازه که کتابم و رو هوا زد. کسی که اسمش و نمیدونم ...
سبز
-
تاریخ: 1401/9/25 ساعت: 12:13
سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ 14:37 بهش گفتم اونقدری رفتم ته سیاهی که حالا به خودم اجازهی زندگی کردن بدم؛ بی احساس گناه. بعدش لرزش صدا و اشک بود. زد رو شونهام و چیزایی گفت که رفت تو لیست چیزایی که باعث شدن تحمل کنم. Hitchhiker Adblock test (Why?)
مرا از میان چیزهایی که برایتان باقی میگذارم بیابید
-
تاریخ: 1401/9/25 ساعت: 12:13
جمعه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۱ 3:38 خونه ساکته و از بیرون، گاها صدای ماشین ها میاد. چشمام میسوزه و با این حال، میخوام تا جایی که میتونم بیدار بمونم و "خداحافظ گاری کوپر" بخونم. هنوز یه عالمه کتاب مونده که باید دوباره بخونمشون و اونقدری کتاب نخونده باقی مونده که یک زندگی برای خوندنشون کافی نیست. اولین بار...